پریا جونپریا جون، تا این لحظه: 11 سال و 15 روز سن داره

لمس کن کلماتی ر اکه برایت می نویسم .

تقدیم به فرزندم...

" تقدیم به فرزندم" زود بزرگ نشو مادر... کودکیت را بی حساب می خواهم و در پناهش جوانیم را ! زود بزرگ نشو مادر... قهقهه بزن ، جیغ بکش ، گریه کن ، لوس شو ، بچگی کن ، ولی زود بزرگ نشو تمام هستی ام . آرام آرام پیش برو ،  آن سوی سن وسال هیچ خبری نیست گلم. هرچه جلوتر می روی همه چیز تـندتر از تو قدم بر می دارد. حالا هنوز دنیا به پای تو نمی رسد از پاکی . الهی هرگز هم قدمش نشوی هرگز! همیشه از دنیای ما آدم بزرگ ها جلوتر باش ، یک قدم ، دو قدم ، ولی زود بزرگ نشو مادر... آرام آرام پیش برو گلم. آنجا که عمر وزن می گیرد دنیا به قدری سبک می شود که هیچ هیجانی برای پیمودنش نخواهی داشت. آن سوی سن و سال خب...
29 دی 1394

بدون عنوان

ای جوووووووووووووووووووووونم  امروز 1394/10/28 3 ماه و 15 روزه. ساعت 6 بعداظهر....نفس مامان امروز خودش تنهایی تونست برگرده رو شکم....  .....البته دستت زیر شکمت گیر کرد که عصبانی شدی ....ولی  خیلی خوشحالم مامان... ...
28 دی 1394

بدون عنوان

سلام دختر گلم....امروز 3 ماه و 8 روزه شدی..خیییییییییییییییییییییییییییییلی خوشحالم...2 ماه و 20 روزت بود که میچرخیدی به چپ و راست...خیلی تکون تکون میخوری تازه تو خوابم انقده بد میخوابی که نگو...3 ماه 4 روه شدی که انگشت خوردن رو قشنگ یاد گرفتی....چقدم با اشتها میخوری به به. . .و امــــــــــا دیروز که 2 بار چرخیدی رو شکم و دستت رو هم خودت از زیر برداشتی و قشنگ رو شکم موندی.     ولی دیگه انجام ندادی فعلا دیگه تقریبا هر روز با هم خوب کنار میایم...به غیر از اینکه بابایی شمارو یکم بغلی کرده... کم حرف تر شدی ولی فضولیات بیشتر شده ..الان دیگه صبح که از خواب بیدار میشی خیییییییییییییلی حرف میزنی ..فک کنم...
21 دی 1394
1